تبليغاتX
گلبانگ تالشی
ب.و.میلّر

ترجمة دکتر شهناز محمدزاده

اولين اطلاعات مربوط به زبان تالشی در جلد دهم «فرهنگ راهنمای دايره‌المعارف» استارچفسکی دیده می‌شود که در سال ۱۸۴۸م  در سن‌پترزبورگ منتشر شد. در این کتاب  آمده است: «لهجة تالشی يکی از شش لهجة اصلی زبان فارسی است که در تالش رايج است و شاید اين سرزمين را بتوان مهد زبان تالشی ناميد. به لحاظ شکل دستوری و لغوی، تالشی متفاوت از ديگر گويش‌های ايرانی است. از نظر دستوری، تالشی تنها در افزودن «او« و «اون» به زبان فارسی شباهت دارد و ديگر اجزای دستوری آن مستقل‌اند و منشأ پهلوی و يا زبانی ديگر ندارند. در تالشی تمام ضماير شخصی بر اسم مقدم می‌شوند و اصلی‌اند».

    در سال ۱۸۴۲م ايران‌شناس روسی، الکساندر خودزکو، کتابی به نام «Specimens of the popular poetry of Persia» در لندن منتشر کرد. در اين اثر نمونه‌هايی از ترانه‌های مردم حاشية دريای خزر به لهجه‌های مازندرانی، گيلکی و تالشی به الفبای فارسی آمده است. ترانه‌های مازندرانی و تالشی با تفسیر، و ترانه‌‌های گيلکی با لغت‌نامه همراه بود. تعداد ترانه (رباعی)های تالشی حدود پانزده دوبیتی بود که زبان آنها ترکيبی از زبان ادبی فارسی و لهجة تالشی بود. در بررسی‌های بعدی دربارة دوبيتی‌های تالشی، هرگز به اين ترکيب زبانی برخورد نکرديم. همين امر، روش جمع‌آوری متون توسط خودزکو را زير سؤال می‌برد.

    متأسفانه اين تحقيق ضعيف که به الفبای عربی- فارسی تهيه شده، بعدها مورد استفادة بِرِِزين، شرق‌شناس معروف روسی و استاد دانشگاه قازان قرار گرفت. این عالم برجسته و ترک‌شناس معروف، پژوهش علمی خود را با تحقيقات در بارة ایران آغاز کرد. ... 

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 23:18 توسط گلبانگ تالشی| |

دکتر محرم رضایتی کیشه‌خاله

گویش‌های ایرانی، ضمن خویشاوندی با زبان فارسی و داشتن بعضی قواعد دستوری مشترک با آن، از نظر دستگاه آوایی، الگوهای صرفی و نحوی، اصالت خود را حفظ کرده‌اند؛ آنها منشعب از زبان فارسی نیستند و در امتداد آن قرار نمی‌گیرند، بلکه هم‌عرض با آن، ادامة طبیعی و تحول‌یافتة زبان‌های پیش از خود، یعنی زبان‌های دورة میانه و باستانی ایران، به حساب می‌آیند و چه بسا، نشانه‌های دیرینگی و پیوستگی آنها به آن زبان‌ها به دلایلی، مشخص‌تر از فارسی باقی مانده است.

   تالشی یکی از همین گویش‌هاست که هم‌اکنون در حاشیة جنوب غربی دریای خزر و در مغرب و شمال استان گیلان- در شهرستان‌های تالش، رضوانشهر، ماسال، آستارا، فومن، شفت، صومعه‌سرا، رودبار- و کم و بیش در دیگر نواحی استان متداول است. گویشوران تالشی، بیشتر در مناطق روستایی، به‌ویژه، در امتداد نوار طولی کوه‌های تالش اقامت دارند. در خارج از حوزة سیاسی استان گیلان، در منتهی‌الیه کوه‌های تالش، یعنی در عنبران اردبیل، نیز گروهی تالشی‌‌زبان به سر می‌برند.  

   علاوه بر ایران، در قفقاز نیز عدة زیادی گویشور تالشی‌زبان زندگی می‌کنند که، متعاقب معاهدة ننگین گلستان از تالش ایران جدا شده‌اند و عموماً در مناطق آستارا، لنکران، بیله‌سوار، یاردیملی، جلیل آباد و ماساللی ساکن‌اند. بر اساس آمار 1989، جمعیت این گروه بالغ بر سیصد و هفتاد هزار نفر بوده است. متأسفانه آمار درستی از جمعیت تالشی‌زبانان ایران وجود ندارد و ارائة هرگونه اطلاعی در این خصوص، جز با حدس و گمان میسر نیست. با این حال، با توجه به قرائن و اشارات، به نظر می‌رسد که بیش از سیصد هزار نفر در ایران به این گویش تکلم می‌کنند. ...    

   ادامة مطلب:

نوشته شده در جمعه بیستم آذر 1388ساعت 0:48 توسط گلبانگ تالشی| |

جناب آقای عبدلی

پژوهشگر محترم تالش‌شناسی

با سلام و عرض ارادت، چنانکه خطاب به آقای فرهادی (دوست ناشناس) عرض کرده بودم، جهت رعایت برخی مصالح کلی، از دو یادداشت خبرساز اخیر در «گلبانگ تالشی» صرفنظر نمودم. از آنجا که فعالیت پایگاه حضرتعالی (سایت تالشان) به تالش در تمام ابعاد و حوزه‌های آن می‌پردازد، دریغم آمد که فایل pdf شدة مقالة آقای حسینی را که در حوزة تاریخ تالش و نقد آن قرار می‌گیرد، محضر عالی ارسال نکنم. شما در نوشتة اخیر خودتان به ارزش و اعتبار آن حداقل در برخی جوانب اذعان کرده‌اید. امیدوارم به هر صورت که صلاح بدانید آن را در بخشی از سایت خود قرار دهید تا قابل استفاده برای علاقه‌مندان باشد. طبیعی است که اندیشة و عمل بشری مبرا از نقص و کاستی نیست. انسانهای بزرگ و ماندگار در تاریخ کسانی هستند که از تجارب دیگران درس می‌آموزند و بر کمال و بزرگواری خود می‌افزایند. بنابر این، از جنابعالی انتظار می‌رود کوششهای منتقدان را ولو علیه خود ارج بگذارید و با استقبال از نقد و انتقاد در حوزة تحقیق، آغازگر حرکت مبارک و شایسته‌ای در پژوهشهای تالش‌شناسی معاصر باشید.

رضایتی کیشه‌خاله

نوشته شده در سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 23:18 توسط گلبانگ تالشی| |

علي عبدلي (پژوهشگر تالش‌شناسی)

جای بسي خوشحالی ست که شمار منابع زبان تالشي که در ایران پديد می‌آیند، همچنان رو به افزایش است و در این زمینه پژوهشگران محلی بیشترین همت را نشان می‌دهند. «فرهنگ موضوعی تالشی به فارسی» جدیدترین اثری است که دكتر محرم رضایتی کیشه‌خاله و ابراهیم خادمی ارده، در زمینة زبان تالشی (گويش تالش مياني) پدید آورده و به وسیلة انتشارات دانشگاه گیلان چاپ و منتشر کرده‌اند. این اثر مشتمل است بر سه بخش مقدمه (۱۰ صفحه)، لغات، ترکیبات و کنایات (۱۸۸صفحه) و نمایة الفبایی متن کتاب (۸۵ صفحه) در قطع رقعی به قیمت سه هزار تومان. نمایة بخش پایان کتاب نشان می‌دهد که در این اثر حدود هفت هزار مدخل گرد آمده است. به گفتة مؤلفان همة این مدخلها جز موارد اندک و ضروری، اصیل تالشی‌اند و گردآوری و تدوین آنها مبتنی بر شیوة نو، مطلوب، علمی و با نتایج واقعی و قابل اعتناست.

    اگر چه در آثاری که قبلاً در این زمینه تالیف و منتشر شده‌اند بیشتر واژه‌ها و اصطلاحات اصیل تالشی ثبت و ضبط گردیده‌اند و از بیشتر آنها در فرهنگ موضوعی تالشي به فارسي نیز استفاده شده است، اما همة آنانی که دستی در فرهنگ‌نویسی دارند و از دانش و تجربه‌اي در اين زمينه برخوردارند، به خوبی می‌دانند که گردآوری لغات یک خرده‌زبان و گویش محلی و معنی کردن و تألیف و تدوین آنها در قالب یک کتاب به چه تلاش و دقت و پشتکاری نیازمند است. از این رو مؤلفان فرهنگ موضوعی تالشی حتی اگر موفق شده باشند صد لغت ثبت نشده از زبان تالشی را گردآوری و به گنجینة مدون این زبان بیفزایند، سزاوار تقدیرند. با این حال ...

 ادامة مطلب:

نوشته شده در سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 21:13 توسط گلبانگ تالشی| |

دکتر محرم رضایتی کیشه‌خاله
موضوع «ارگتيو» و بررسي آن در زبان تالشي سابقة نسبتاً زيادي دارد. میلّر، زبان‌شناس روس، ظاهراً نخستين كسي است كه به این مسأله در تالشي شمالي پرداخته و به تفصيل دربارة آن سخن گفته است (۱۹۵۳: ص۱۷۲-۱۸۵). بعد از وي برخي از زبان‌شناسان، از جمله اُرانسكي(۱۳۷۸: ص۱۲۹)،يارشاطر (۱۹۹۶: ص۷۷-۱۰۴) از«ارگتيو» و ويژگي‌هاي آن در زبان تالشي بحث كرده‌اند. نگارنده نيز در يكي از مقالات خود، به اين موضوع در تالشي مركزي پرداخته است (نک: رضایتی ۱۳۸۲: ص۴۱-۲). 

   در اين مقاله، موضوع «ارگتيو» در سه گونة عمدة تالشي (تالشی شمالی، تالشی مرکزی و تلشی جنوبی) مورد بررسي قرار گرفته و صورت‌هاي مختلف آن با مثال‌های متعدد نشان داده شده است. مقصود از تالشي شمالي، تالشي آن سوي ارس، يعني تالشي جمهوري آذربايجان است كه به نظر نگارنده، تالشي عنبراني اردبيل نيز ادامة آن است. مراد از تالشي مركزي، گويشي است كه ميان دو رودخانة «ناورود» و «شفارود» تداول دارد و منظور از تالشي جنوبي، گويش ماسوله‌اي، به علاوة گويش‌هاي جلگه‌اي دشت گيلان است.

   ساخت ارگتيو كه برخي در زبان فارسي، آن را به اشتباه «مجهول» ناميده‌اند، حالتي است نحوي مربوط به فاعل فعل‌هاي ماضي متعدي. در اين ساخت، عامل (فاعل منطقي)، به حالت  غير‌فاعلي، و مفعول به حالت فاعلي ظاهر مي‌شود و در نوع كامل آن، فعل از نظر شمار (مفرد و جمع)، با مفعول، كه در واقع فاعل دستوري است، مطابقت مي‌كند. ...

 ادامة مطلب:

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت 22:38 توسط گلبانگ تالشی| |

مريم يوسفي نصيرمحله (کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی)

شادي خواسته‌اي محبوب و دل‌پذير براي انسان است. انسان نه زائيدة رنج، كه فرزند تلاش است تا در پي آن بتواند به لحظه‌هاي فرح‌بخش زندگي كه سازگارترين همزاد اوست، بپيوندد. نوروز سرفصل آفرينش زندگي، انسان و گاه نزول فَرَوَشي‌ها، همواره براي ايرانيان كه از تمدن چند هزار ساله بهره‌مندند، شادي‌بخش و دوست‌داشتني است. قوم تالش كه فرزند خلف كوه و دشت و رودهاست، همراه با تمام ايرانيان از تاريخ كهن تا به امروز در شادي و غم، جنگ و صلح نوروز را بر پاي مي‌دارد.

   بخش زيادي از اسطوره‌ها در بر دارندة زمان سرايش آنهاست. در اسطوره‌هاي ايراني اين جشن، در ششمين گاه آفرينش، يعني گاهنبار «هَمَسْپَتْمَدَم» hamaspatmadam يا پنجة آخر سال به وقوع مي‌پيوندد. طبق آيين زردشت، آفريدگار در شش گاهنبار جهان و موجودات آن‌ را آفريده است. آفرينش آسمان، زمين، آب، گياه، جانور و انسان، بهانه‌اي شد كه مردم در اين روزهاي مقدس به شادي و جشن بپردازند. 

   ‌جشن‌هاي نوروز به طور كلي به سه دسته تقسيم مي‌شوند. البته، همراه با آييني كه از روزهاي اول اسفند اجرا مي‌شود: ۱ـ جشن فروردگان، ۲- جشن نوروز، ۳- جشن سيزده بدر. در این مقاله به برخی از سنت‌ها و رسوم قوم تالش در برپایی آیین باستانی نوروز ‌اشاره می‌کنیم. سنت‌هایی که امروزه اغلب کم‌رنگ شده‌اند. ...

 

ادامة مطلب:

نوشته شده در جمعه سیزدهم آذر 1388ساعت 14:40 توسط گلبانگ تالشی| |

استاد ابراهیم خادمی ارده

انسان از وقتي‌كه آگاهانه و با ابزارهاي ابتدايي به كار در طبيعت پرداخت، نخستين جامعة بشري را پي ريخت و در راهي گام نهاد كه او را از زندگي حيواني ممتاز نمود؛ به شكار حيوانات پرداخت؛ از گوشت آنها خوراك، و از پوستشان پوشاك فراهم كرد. مسلماً انسان اوليه از ماهيت پديده­هاي پيرامون خود شناختي نداشت؛ بدون اين‌كه استدلال كند، آنها را با نيروهاي ماورای طبيعت مرتبط مي­دانست. در نتيجه، بعضي را مورد حرمت و پرستش قرار می‌داد و براي غلبه بر حوادث زندگي روزمره با مراسم ويژه‌ای صورتك بر چهره مي‌­گذاشت و پوششي شبيه به جانوران بر تن مي­کرد تا شاید بتواند روحشان را تسخير كند و به حمايت جادويي آنها نه فقط براي محافظت از خود در مقابل سرما و گرما، بلكه بر عواملِ وحشت­زاي مرگ‌آفرين نظير خشك‌سالي، آتشفشان، زلزله پيروز گردد.

   اين نكته نيز روشن است كه پيدايش پوشاك به مقتضاي شرايط اقليمي و معيشتي بر مبناي تفكّرات معنوي و نيازهاي مادّي بوده است، نه يك امر اتّفاقي كه صرفاً محصول ذوق و سليقۀ شخصي باشد. بنابر اين، لباس آيينه‌اي است تمام‌نما از تاريخ زندگي يك قوم يا ملّت كه با گذشت روزگاران شكل گرفته و سير تكاملي يافته است تا جايي كه سادگي در طرح، شكل و نوع آن بتدريج جاي خود را به شكل و ظاهري شكوهمند، و حتّي پُرزرق و برق داده است. ...

 ادامة مطلب:

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 19:52 توسط گلبانگ تالشی| |

علی نصرتی سیاهمزگی (دانشجوی دورۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی)

در سالهای اخیر گرایش به پژوهش در حوزۀ گویش‌شناسی افزایش چشمگیری یافته است. در تابستان گذشته دو دانشجوی دورۀ دکتری رشتۀ زبان و ادبیات فارسی از پایان‌نامۀ خود در زمینۀ گویش‌شناسی حوزۀ دریای خزر دفاع کردند؛ جهاندوست سبزعلیپور در دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه گیلان، و  فرزاد بختیاری مرکیه در دانشکدۀ ادبیات دانشگاه تهران. عنوان پایان‌نامة سبزعلیپور «بررسی تطبیقی ساخت فعل در گویشهای تاتیِ خلخال، تالشی و گیلکی» است. استاد راهنمای این رساله دکتر محرّم رضایتی کیشه‌خاله، و استادان مشاور آن، دکتر حسن رضایی باغ‌بیدی از دانشگاه تهران، و دکتر علی رفیعی جیردهی از دانشگاه گیلان بودند. عنوان پایان‌نامۀ بختیاری مرکیه «بررسی تطبیقی ساختمان گروه اسمی فارسی و گویشهای تالشی، تاتی جنوبی (آذری)، گیلکی و تبری» است. استاد راهنمای این رساله دکتر علی اشرف صادقی، و استادان مشاور آن دکتر علی‌محمد مؤذنی و دکتر محرّم رضایتی بودند.

     هدف پایان‌نامۀ «بررسی تطبیقی ساخت فعل در گویش‌های تاتیِ خلخال، تالشی و گیلکی» توصیف و مقایسة سه گویش تاتی، تالشی و گیلکی در حوزۀ ساخت فعل است. برای این کار از هر گویش، سه گونه انتخاب شده است؛ از تاتی گونه‌های دروی (dəravi)، لردی (lərdi)، کجلی (kajali)؛ از تالشی گونه‌های پره‌سری، سیاهمزگی و عنبرانی؛ و از گیلکی، گونه‌های رشتی، رودسری و فومنی. نخست، گونه‌های هر گویش با هم، سپس با دو گویش دیگر، و سرانجام همة آنها با زبانهای ایرانی دورۀ باستان و میانه مقایسه شده‌اند. شیوۀ گردآوری اغلب مواد این پژوهش میدانی بوده است. ...


ادامة مطلب:
نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 22:48 توسط گلبانگ تالشی| |
دکتر محمد دبیرمقدم

مفاهیم زبان، گویش، لهجه و گونه از مفاهیم بسیار اساسی و پُرکاربرد در زبان‌شناسی است. علاوه بر آن، با توجه به تنوع زبانی در ایران و اهمیت مطالعة زبانها و گویشهای مورد مخاطره و تهدید و گاه رو به زوال توصیف آنها از اولویتهای مطالعات زبانی است. در اینجا نخستین پرسشی که پژوهشگر با آن روبه‌رو می‌شود تعریف مفاهیم پیش‌گفته است. این مقاله می‌کوشد با بررسی کاربرد این مفاهیم در آثار زبان‌شناسان ایرانی به تدقیق آنها کمک کند.

   با بررسی سیر مطالعات گویش‌شناختی در ایران و در سطح جهان می‌توان دریافت که تشتت و گوناگونی فراوانی در کاربرد اصطلاحات اساسی و کلیدی «زبان»، «گویش» و «لهجه» در میان آثار نشر یافته زبان‌شناسان ایرانی به چشم می‌خورد. این تشتت و گوناگونی موجب آشفتگی و سردرگمی بسیاری برای دانشجویان زبان‌شناسی و رشته‌های مرتبط و علاقه‌مندان به مطالعات زبانی شده ‌است. در این مقاله سه هدف کلی مورد نظر است:

۱) بررسی شیوة کاربرد اصطلاحات «زبان»، «گونه»، «گویش» و «لهجه» در آثار شاخص، تأثیر‌گذار و مورد ارجاع زبان‌شناسان ایرانی در چند دهة گذشته، ۲) کندوکاو در شیوۀ کاربرد برابر‌های انگلیسی (و گاه فرانسوی) این اصطلاحات در آثار برجستة، (الف) ایران‌شناسان غربی و زبان‌شناسان غیر‌ایرانی متخصص در زبانها و گویشهای ایرانی، و (ب) زبان‌شناسان و جامعه‌شناسان زبان در سطح جهانی...

 ادامة مطلب:

نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت 15:31 توسط گلبانگ تالشی| |

(تأملي در زبان، آيين‌ها و ادبيات تالشي)

دکتر پارسا يعقوبي جنبه‌سرايي

اجتماع متشكل از گروه‌هاي گذرا و ثابتي است كه با جمع ‌شدن در كنار هم و تعامل مادي و معنوي باعث رونق آن مي‌شوند. يك ملت خود اجتماعي بزرگ و عموماً متكي بر جماعتي ثابت است كه كاركرد مبتني بر مهر و كينِ آنها با يكديگر و گروه‌هاي احتماعي ديگر، ماية قوام آنها مي‌شود. مهم‌ترين جماعت براي هر ملت اقوام هستند. براي مثال ملت ايران متشكل از اقوام كرد، لر، ترك، فارس، تالش و ... است. مردم‌شناسان در تعريف قوم گفته‌اند: «قوم عموماً به يك گروه جمعيتي اطلاق مي‌شود كه داراي نام مشترك باشند، خود را از يك اصل دانسته و از سنت فرهنگي مشتركي سرچشمه گرفته باشند، فرهنگي كه مدعي تعلق به يك زبان، يك سرزمين و يك تاريخ باشد» (ریویر، ۱۳۷۹: ص۲۵). سنت فرهنگي مشترك كه يكي از اركان ثبات قومي است خود مبتني بر سه اصل است: زبان، آيين، ادبيات.

   ديرينگي تاريخي قوم تالش با توجه به زبان آن قوم و تطبيق آن با زبان‌هاي ایرانی ميانه و باستان بر كسي پوشيده نیست و دانستن اين‌كه جغرافياي تالش زماني از آذربايجان شوروي تا آن‌سوي سفيدرود كشيده شده بود، امروزه دردي را دوا نخواهد كرد. مهم اين است كه اولاً، تالش كنوني شامل سه شهرستان تالش، رضوان‌شهر، و ماسال شاندرمن است. هرچند در لنكران آذربايجان، نمين، عنبران و شفت به زبان تالشي تكلم مي‌شود. ثانياً، نه‌تنها رویدادهای تاريخي و سياسي، جغرافياي سياسي تالش را به سه شهرستان فوق‌الذكر محدود كرده، بلکه تأسف‌بارتر آن است ‌که از اين قوم كهن با فرهنگ متمايز، خصلت‌هاي اصیل و برجستة فرهنگی نيـز رخت بر بستـه است و اينـك عنـوان تـالـش بيش‌تر براي آن اقليم پذيرفته‌تر است تا قوم. ...

 

ادامة مطلب:

نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 23:46 توسط گلبانگ تالشی| |
«کپی‌برداری از مطالب این پایگاه فقط با ذکر منبع مجاز است»